عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

121

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

بِالْعُقُودِ ، وَ بِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُوا - ميگويد اگر عهدى كنيد يا عقدى بنديد با خالق يا با مخلوق بوفاء آن باز آئيد . و عهد با خالق نذر باشد و توبه و سوگندان و با مخلوق شرطها و عقدها كه در معاملات ميان ايشان رود و وعده‌ها كه يكديگر را دهند . وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ - و مىبرند آنچه اللَّه فرمود كه آن را به پيوندند از تصديق انبياء كه فراهم پيوندند ، و تصديق محمد فرا تصديق موسى پيوندند و تعظيم آدينهء امروز فرا تعظيم شنبه بروزگار پيوندند ، و روى دادن بكعبه امروز فرا روى دادن به بيت المقدس بروزگار پيوندند ، و گردن نهادن قرآن را فرا گردن نهادن تورة و انجيل و زبور پيوندند . قتاده گفت « امروا بالقول و العمل فقالوا فلم يعملوا فلم يصلوا القول بالعمل » ايشان را فرمودند كه عمل را فرا قول پيوندند كه ايمان قول و عمل است ، و نه پيوستند . و قيل - يريد بذلك قطع الرّحم فانّ قريشا قطعوا رحم النبي صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بالمعاداة معه . و گفته‌اند - كه ايشان را فرمودند كه پيغامبران را همه براست داريد فآمنوا بالبعض و كفروا بالبعض ، و المؤمنون و صلوا ، فقالوا لا نفرّق بين احد من رسله . وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ - تباهكارى ايشان آن بود كه عامّهء خويش را از اسلام باز ميداشتند ، و ضعيفان مسلمانان را در شك مىافكندند و دلها را مىشورانيدند و راهها به بيم ميكردند و راه ميزدند و سخن چينى ميكردند و ببد گويى مردم را در هم مىافكندند . أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ - زيان كاران ايشانند كه نقص و خسران در حظّ خويش آوردند ، كه ايشان را هر يكى در بهشت مسكنى بود - چنانك در خبر است ، و فردا ازيشان فاستانند و بمؤمنان دهند . كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ - كيف استفهام عن حال الشّىء ، و لم استفهام عن علة الشيء و ما عن جنس الشيء كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ - اين خطاب با جهودان و مشركان عرب است هر چند كه آن مشركان بوجود صانع و آفريدگار معترف بودند - چنانك اللَّه گفت - وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ و مصطفى ع پدر عمران حصين را پرسيد -